.: چهارده صیغه ی عشق :.






+ فــــــــــــــــدک فاطمه سلام الله علیها

یا لطیف


سلام


با اجازه از محضر دوستان هم گروه!


چند روز پیش با یکی از دوستان بحث هایی در مورد "فدک" داشتیم...


همین باعث شد که برای روشن شدن یه سری شبهات بیشتر مطالعه کنم! و بعد هم به ذهنم رسید که چه بهتر در این وبلاگ هم این سوالات رو با جواب مطرح کنم! بنده فعلا از کتاب های اسرار فدک و سیری در سیره ی حضرت زهرا (س) مطالب رو بیان میکنم!


انشاءلله مورد توجه و استفاده ی دوستان باشد...



راستی من تا حالا با پارسی بلاگ کار نکردم!! و با فوت و فنش آشنایی ندارم.  یه کم بعضی کارها رو بلد نبودم 


 


خوشحالم که اولین مطلب رو به نام خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها ثبت می کنم!


انشاءلله هممون مورد عنایت و شفاعت حضرت زهرا سلام الله علیها قرار بگیریم...


 



- - - - - - -



در بحث فدک سوالاتی مطرح میشود از جمله:


اینکه حضرت زهرا در این زمینه چه ادعایی داشت؟


حضرت زهرا سلام الله علیها در مناظره با غاصبین فدک (لعنهم الله) چه دلایلی داشتند؟


چرا پس از اثبات ادعا از سوی حضرت اون رو به ایشان تحویل ندادند؟


چرا حضرت امیر پس از رسیدن به حکومت فدک رو از اموال عمومی جدا نکردند؟


و ...


 



فدک یک دهکده ای نزدیک خیبر است. بعد از پیروزی لشکر اسلام در جنگ خیبر مردم فدک شخصی را نزد پیامبر فرستادند و پیشنهاد دادند که حاضرند سالانه نصف درآمد محصولاتشان را در اختیار پیامبر بگذارند که جان وم ال و ناموسشان از طرف سپاه اسلام تضمین شود!و پیامبر (ص) هم استقبال کردند . و طبق آیه ششم سوره ی حشر این اموال که بدون جنگ به تصرف سپاه اسلام در می آید مخصوص پیامبر است...


رسول خدا (ص) درآمد فدک را مطابق آیه هفتم سوره حشر به فقرا و مساکین و سایر درماندگان خرج می کردند. ولی به نقل از ابن عباس چون آیه سی و هشتم سوره ی روم نازل شد پروردگار عالم پیامبر را مامور کرد فدک رابه فاطمه تملیک کند و پیامبر اسلام این ماموریت را انجام داده و فدک را به فاسمه (س) بخشید...


 



حضرت فاطمه (علیها سلام) چه ادعایی بر فدک داشتند؟


وقتی پیامبر (ص) رحلت فرمودند گروهی در سقیفه بنی ساعده جمع شدند و طبق نقشه قبلی ابوبکر (لعنت الله علیه) را به خلافت نشاندند. خلیفه شروع به سر و سامان دادن کارهای تشکیلاتی کرد و از آن جمله نماینده ی فاطمه (علیها سلام) را از فدک بیرون کرد و بدین وسیله فدک فاطمه را عدواناً تصاحب کرد، در حالی که فقط ده روز از رحلت حضرت رسول می گذشت!!


از عایشه (لعنت الله علیه) نقل شده:چون فاطمه (علیها سلام) آگاه شد که خلیفه فدک را تصرف نموده و ایشان را از آن منع کرده به سراغ خلیفه شتافت و در مورد آن از سه طریق استحقاق خود را اعلام کرد:


نخست:


فاطمه سلام الله علیها مالک فدک بود و در هیچ قانون و شرع و جامعه، کسی را که به چیزی مالک است بدون دلیل از او نمی گیردند! لذا


حضرت فاطمه سلام الله علیها با تعجب فرمود: ابوبکر! ای پسر ابوقحافه! چرا فدک مرا تصرف کرده ای؟


و حضرت امیر (علیه السلام) ر اثبات مالکیت فاطمه سلام الله علیها بر فدک ( در نامه چهل و پنج نهج البلاغه) می گوید: آری ، ازآنچه آسمانه بر آن سایه می افکنده تنها فدک را داشتیم، آن هم گروهی (خلفا) بر آن بخل ورزیده و تصرف کردند و از طرفی گروهی دیگر (ما اهل بیت) سخاوت به خرج داده و چشم پوشی نمودند، ولی خداوند خوب داوری است.



حضرت امیر در اینجا خدا را به داوری می خواند که این خود دلیل بر مطلومیت حضرت فاطمه سلام الله علیها و غصب فدک است.



دوم:


فاطمه سلام الله علیها از طریق بخشش و هدیه وارد شد و به ابوبکر گفت:


پدرم فدک را در زمان خود به امر الهی به من بخشیده است و من مالک آن هستم؛


و ابوبکر (لعنت الله علیه)بر این ادعا شاهد خواست، امیرالمومنین و ام ایمن فاطمه سلام الله علیها را تایید کردند...



سوم:


فاطمه زهرا سلام الله علیها چون دید ابوبکر (لعنت الله علیه)به دو را ه قبلی ترتیب اثر نداد ، از راه ارث وارد شد و گفت:"بر روی زمین من تنها فرزند پدرم می باشم و فدک را از این طریق می خواهم"



در اینجا بین حضرت فاطمه سلام الله علیها وابوبکر (لعنت الله علیه) مناظراتی انجام شد:


 



مناظره ی حضرت فاطمه سلام الله علیها با ابوبکر (لعنت الله علیه)


حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:


ای پسر ای قحافه! آیا در کتاب خدا آمده که تو از پدرت ارث بری، ولکن من نتوانم از پدرم ارث ببرم؟ عجب امر تازه و زشتی را آورده ای؟! چه زود احکام الهی را به بازی گرفته و آن را پشت سر می اندازید؟! مگر قرآن در سوره نمل آیه 16 نمی گوید:"سلیمان (پیامبر) از حضرت داود(پیامبر) ارث برد" (وَ وَرَثَ سلَیمان داوُد) مگر زکریای نبی از خدا درخواست فرزند نکرده و گفت:"پروردگارا! مرا فرزندی ده، تا از من و آل یعقوب ارث برد؟" (فَهَب لی مِن لَدُنکَ وَلیّاً یَرثُنی و یَرثُ مِن آل یعقوب) و آیات دیگر...


این آیات تمام انسانها را در استحقاق ارث از پدر و سایر مورثها مجاز دانسته تو چگونه مرا از ارث پدرم محروم کرده ای؟


آن گاه فرمود:" آیا چنین می پنداری که من حقی در ارث ندارم؟ و یا خداوند شما را مخصوص آیه ای نموده که پدرم را از آن خارج ساخته است؟ و یا چنین فکر می کنید که دو هم کیش از یکدیگر ارث نمی برند؟ و یا اینکه خود را از پدر وپسر عمویم علی _نسبت به قرآن_ داناتر می دانید؟!


ابوبکر! هر چه می خواهی بکن و فدک را نگه دار. روزی می رسد که تو را در پیشگاه خدا ملاقات می کنم و داوری را به خدا می سپارم . خدا چه داور خوبی است...



پس از سخنان طولانی حضرت ابوبکر لعنت الله علیه در حالیکه به شدت سرکوب شده و خود را گم کرده بود، توام با اشک و اندوه به پا خاست و پس از حمد و درود بر پیامبر خدا (ص) ، حدیث مجعولی را که خود ساخته بود، به رسول خدا (ص) نسبت داده و گفت:"ای دختر پیامبر! من تو را از دخترم عایشه بیشتر دوست دارم. و ای کاش من می مردم و پیامبر خدا زنده بود. من حق تو را نگرفتم، بلکه از حبیبم رسول خدا شنیدم که فرمکودند: ما پیامبران از مال دنیا چیزی به ارث نمی گذاریم"



حضرت چون این سخن ناموزون و مجعول را از ابوبکر شنید پرسید:


ابوبکر! بگو ببینم وارث پیامبر خدا تو هستی یا اهل و عیال او؟


ابو بکر گفت: بلکه عیال و خانواده او


حضرت فرمود: بنابر این سهم پیامبر و اهل بیت او چه شد؟


 



و سپس حضرت به خانه برگشتند و به علی علیه السلام چنین گفتند:


ای پسر ابوطالب آیا مانند جنین نشسته ای و مثل اشخاص متهم ! در خانه جا گرفته ای ؟ ....


این پسر ابوقحافهاست که با قهر و غلبه، بخشش پدرم و ذخیره دو پسرم!! را می گیرد . او با جدیت تمام به مبارزه ی با من برخاسته، و او را با .... هر چه بیشتر در مقابلم یافتم.....


با سینه ای پر از خشم که فرو خورده بودم از خانه خارج شدم ، و با خواری به خانه بازگشتم...


ای پسر ابو طالب !


روی خود را به ذلت افکندی آن هنگام که صلابتت را از دست دادی ..


تو گرگان را از هم می دریدی ولی اکنون خاک را فرش خویش ساخته ای !!


نه گوینده ای را از کلام باز داشتی و نه از باطلی منع نمودی و من اختیاری ندارم.....


 




در پاسخ علی علیه السلام در جواب حضرت زهرا سلام الله علیها آمده است :


در دینم عجز نشان ندادم !!وازآنچه قدرت داشتم کوتاهی نکردم!


اگر به اندازه ی کفاف زندگی روزی می خواهی ، روزی تو ضمانت شده است و متکفل آن مورد اعتماد است ... پس به حساب خدا قرار بده ...


 


باز هم شبهاتی مطرح می شود :


چرا حضرت زهرا سلام الله که دارای مقام عصمت بودند این طور با علی علیه السلام سخن گفتند؟


چرا علی علیه السلام سکوت می کردند؟


اصلا چرا حضرت زهرا سلام الله علیها برای فدک که مسئله ای مادی بود این طور برخورد کردند؟


 


 


 این هم لینک کتاب اسرار فدک :  http://library.tebyan.net/books1/10659.htm 



 متاسفانه وقت کم است ومطلب بسیار! انشاءلله اگر عمری بود و توفیقی در پست بعد ادامه میدهیم!


التماس دعا


و فعلا خدانگهدار




+ مهدی (ع) در سایر ادیان


سلام بر اهل سلام :



فرا رسیدن ماه نزول قرآن ، ماه مهمانی خدا ، ماه خودسازی و تکامل ، بر همه ی شما مبارکباد


آیا عقیده ی به مهدی موعود به مسلمانان اختصاص دارد یا در سایر ادیان نیز چنین عقیده ایی هست ؟


عقیده مذکور به مسلمانان اختصاص ندارد ، بلکه تمام ادیان و مذهب آسمانی در این عقیده شرکت دارند . پیروان همه ادیان عقیده دارند که در یک عصر تاریک و بحرانی جهان ، که فساد و بیدادگری و بی دینی همه جا را فرا گیرد ، یک نجات دهنده ی بزرگ جهانی طلوع می کند و به واسطه ی نیروی فوق العاده غیبی اوضاع آشفته جهان را اصلاح می کند و خدا پرستی را بر دینی و مادیگری غلبه می دهد .همه ارباب ملل و ادیان این عقیده را دارند و در انتظار چنین موعود نیرومند غیبی بسر می برند . هر ملتی او را با لقب مخصوصی می شناسد .


زرتشتیان بـــه نام " سوشیانس "
یهودیان به نام " سرور میکائیلی "
عیسویان به نام " مسیح موعود "
مسلمانان به نام " مهدی منتظر "




لیکن هر ملتی آن نجات دهنده غیبی را از خودش محسوب می دارد . زرتشتیان او را ایرانی و از پیروان زرتشت می دانند . یهودیان ، از بنی اسرائیل و پیروان موسی می شمارند ، عیسویان او را هم کیش خودشان می دانند و مسلمانان او را از دودمان بنی هاشم و فرزند پیغمبرش می شمارند . در اسلام بطور کامل معرفی شده لیکن در سایر ادیان اینگونه نیست . نکته ی قابل توجه این است که علائم و مشخصاتی که در سایر ادیان برای آن نجات دهنده بزرگ ذکر شده ، در مورد مهدی موعود اسلام یعنی فرزند بلافصل امام حسن عسکری (ع) نیز قابل انطباق است .


1- می توان او را از نژاد ایرانی دانست ، زیرا مادر حضرت سجاد (ع)  که جد امام زمان (ع) است ، یک شاهزاده خانم ایرانی بوده بنام شاهزاده شهر بانو دختر یزگرد پادشاه ساسانی .


2- می توان او را  از نژاد بنی اسرائیلیان هم  دانست ، زیرا بنی هاشم و بنی اسرائیل هر دو از نسل حضرت ابراهیم بوجود آمده اند ، بنی هاشم از فرزندان اسماعیل هستند و بنی اسرائیل از اولاد اسحاق .


3- می توان به عیسویان هم نسبت داد ، زیرا مادر حضرت صاحب الامر یک شاهزاده خانم رومی بوده بنام نرجس( نرگس ) که به صورت یک داستان بسیار شگفت انگیز در کتب مختلف دیده شده است .


پس این مطلب درست نیست که مهدی نجات دهنده ی جهان را به یک ملت معینی اختصاص دهیم . او می آید که با عناوین اختلاف بر انگیز از قبیل : این نژاد و آن نژاد – این دین و آن دین – این ملت و آن ملت – مبارزه کند . بنابراین باید او را مهدی موعود جهانیان شمرد . نجات دهنده و حمایت کننده حزب خداپرستان است و پیروزی او پیروزی تمام انبیاء و پیامبران و مردان صالح است . از دین اسلام یعنی دین تکامل یافته آئین حضرت ابراهیم (ع) و موسی (ع) و عیسی (ع) و سایر ادیان آسمانی حمایت می کند و از این دین واقعی موسی (ع) و عیسی (ع) که به وجود حضرت محمد (ص) و نبوت او بشارت داده اند طرفداری می نماید .


پس همه با هم در هر کجای این زمین پهناور با هر عقیده و مذهبی که هستیم در کنار هم ندای " اللهم عجل لولیک الفرج " را سر دهیم و از خداوند متعال ظهور آخرین منجی و نجات دهنده ی بشریت را بخواهیم ، چرا که خیر و صلاح همه ی ما در گرو ظهور آن یگانه عدالت بخش عالم است .


زیر سایه ی رحمت حق
یا علی مدد


 


+ افتتاح وبلاگ .: چهارده صیغه ی عشق :.


.: بسم الله الرحمن الرحیم :.


« حمد و سپاس شایسته ی " پروردگار جهانیان " است و ستایش می کنم خداوند را برای تکمیل نعمت های او و تسلیم بودن در برابر بزرگی او و در رفع نیازها از او یاری می طلبم ، زیرا آن را که خدا هدایت کند هرگز گمراه نگردد و آن را که خدا دشمن دارد هرگز نجات نیابد و هر آن کس را که خداوند بی نیاز گرداند نیازمند نخواهد شد . پس ستایش خداوند گران سنگ ترین چیز است و برترین گنجی است که ارزش ذخیره شدن دارد و گواهی می دهم که جز خدای یکتای بی شریک معبودی نیست ، شهادتی که اخلاص آن آزموده و پاکی و خلوص آن را باور داریم و تا زنده ایم بر این باور استواریم و آن را برای صحنه های هلناک روز قیامت ذخیره می کنیم ، زیرا شهادت به یگانگی خدا نشانه استواری ایمان ، بازکننده درهای احسان ، مایه خوشنودی خدای رحمان و دور کننده شیطان است .


سلام و درود خداوند بر " خاتم الانبیا حضرت محمد مصطفی (ص) " که بنده راستین و آخرین فرستاده ی اوست . کسی که خداوند او را با دینی آشکار و نشانه ای پایدار و قرآنی نوشته شده و استوار و نوری درخشان و فرمانی آشکار کننده فرستاد ، تا شک و تردیدها را نابود سازد و با دلایل روشن استدلال کند و با آیات الهی مردم را پرهیز دهد و از کیفرهای الهی بترساند.


و صلوات و رحمت خداوند متعال بر " عترت رسول خدا (ص) "، آنان که جایگاه اسرار خداوندی و پناهگاه فرمان الهی و مخزن علم خدا و مرجع احکام اسلامی و نگهبان کتابهای آسمانی و کوههای همیشه استوار دین خدایند .کسانی که خدا به وسیله آنها  پشت خمیده دین را راست نمود و لرزش و اضطراب آنرا از میان برداشت . همانا عترت پیامبر اسلام (ص) اساس دین و ستونهای استوار یقین می باشند . شتاب کننده باید به آنان بازگردد و عقب مانده باید به آنان بپیوندد ؛ زیرا ویژگی های حق ولایت به آنها اختصاص دارد و وصیت پیامبر(ص)  نسبت به خلافت مسلمین و میراث رسالت به آنان تعلق دارد . هم اکنون حق به اهل آن بازگشت و دوباره به جایگاهی که از آن دور مانده بود بازگردانده شد . » / خطبه دوم نهج البلاغه /


ضمن عرض سلام به محضر همه ی شما عزیزان ، امیدوارم هر کجای این کره ی خاکی که هستید با " آرامش روح و سلامت جسم " در کنار عزیزان تان زندگی خوشی رو سپری کنید . این وبلاگی که هم اکنون مشاهده می کنید به کمک جمعی از " دوستان وبلاگ نویس " ایجاد شده و به امید خدا و با دلگرمی های شما قراره فعالیت شون رو از امروز آغاز کنند ، امیدواریم در کنار هم به آنچه که در خور مقام و شخصیت یک ایرانی مسلمان است برسیم . با اجازه ی شما بزرگواران توضیحات بیشتر رو میذاریم برای فرصت های بعد و در همین آغار کار از یکایک شما عزیزان دعوت می کنیم تا " با ما همراه باشید " .


موفق و پیروز باشید
یا علی مدد